زندگی مردی که برنامه نویسه!!!

شوهر: سلام،من

Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch
زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default
زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full
زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error
زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission
زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters
زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed
زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

نظر بدهید : ادامه...

این روزها

آره این روزها، روزهایی که همش تکراریه، هر روز ساعت ۵:۳۰ بیدار میشم بعد ساعت ۶ با تاکسی به سمت ناحیه واسه صبحگاه، (صبحگاه ناحیه واسه خدمت) بعد ساعت ۸ هم میرم کانون تا ساعت۲ عصر، بعدش تا میرسم خونه میشه ۳ الی ۳:۳۰، بعد دوش و ناهار میرم شرکت تا ۱۱، میبینین چه روزگاری شده؟ اصلا فکرشو نمیکردم روزی بیاد که اینهمه وقتم پر بشه، تا جائی که حتی وقت نمیکنم قبض تلفن شرکت رو پرداخت کنم، به گفته ی بزرگترا هر سربالائی یه سراشیبی داره، (ببینیم چی میشه) بعضی مواقع به یاد سالهای پیش میفتم چه روزهایی بود، یاد مهدی، امین، مقدم، کمیلی، محمدعلی، امیر، حجت، بابک، گلستانه ها و همه ی دوستای خوبم بخیر

نظر بدهید : ادامه...

RSS نرم افزارهای بروز

حق چاپ © 1996-2010 وبسایت شخصی محمد قادری. تمامی حقوق محفوظ است.